شمس الدين محمد بن محمود آملي
163
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
پس آبهاى سرخ را جمع كنند و به آتش نرم او را تقطير كنند تا آب صبغ صعود كند . اگر آنچه بتصعيد برآيد سياه باشد معلوم شود كه در طبخ سوخته است و اگر سرخ باشد معلوم شود كه طبخ برفق بود و نيكست . و حينئذ آن را چند نوبت ديگر از عصاره چيزهاى سرد چون سركه مصعد و آب حماض اترج و عصاره ماست ترش طبخ كنند تا ناريتش ضعيف گردد و چندان قوت بماند كه بدان زرد تواند كرد . ليكن چون اين صبغ حاصل شد از براى تركيب احتياج افتاد به رطوبتى كه امتزاج صبغ به آن سهل شود و موافقترين همه چيزها از براى اين كار خاصه از براى صقالت او سيماب سرخ كرده بود و سرخ كردن سيماب ممكن است همچو شنكرف . پس چون صبغ را بسيماب مذكور هر يك به وزن ديگرى سحق كنند و در ميان سرگين دفن كنند تا نيك با هم ممزوج گردند . و اگر نيز سيماب سرخ نباشد بمخالطت اين صبغ سرخ گردد همچون شنگرف اما چون سرخ كردن او ممكن است اولى آن بود كه سرخ كنند . فصل چهارم در تعقيد و تحليل و تكليس گفتهاند اگر خواهند عقد زيبق كنند او را در قاروره كنند كه گردن او دراز بود و تنك و عصاره حى العالم بر او بريزند . چنان كه به مقدار يك انگشت بالاى زيبق بايستد و قاروره را مطين كنند و از نشاره يا زبل آتش بر او افروزند و قاروره را در ميان آن نهند . چنان كه بجز گردن او پديد نباشد و 3 ساعت يا 5 ساعت بگذارند و بعد از